نویسنده: مهدی محمدی سادات - ۱۳٩٢/۱۱/٥


وقتی دستشوسفت فشاردادی

  وقتی دستشوسفت فشاردادی 

 

 

 

واون هیچ عکس العملی نشون نداد 

 

 

 همونجا دستاشوواسه همیشه ول کن!

 

 

 بعضی وقتاشاید چشم دروغ بگه

 

 

 اما...اما...اما...!

 

 

اما دست دروغ نمیگه!

 




نویسنده: مهدی محمدی سادات - ۱۳٩٢/۱٠/٢۸

وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من

اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو

بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو

تموم هستی منی بمون همیشه پیش من

اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم

لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم

دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی

فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی

دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون




نویسنده: مهدی محمدی سادات - ۱۳٩٢/۱٠/٢۸

ساعت 5 و 25 دقیقه صبح است ... درد دارم .... درد دارم .... دررررررررررررررررررررد

جیغ دارم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

دقیقن زیر آخرین استخوان قفسه سینه ام - سیم بسته درد به استخوانهایم و می نوازد تهی شکمم را که مرغ خواب را خواب خواب خواب .... خواب را فراری داده این مترسک 

بالا نمی آورم ... حتی دلم برای خونریزی بینی ام تنگ شده ... از صبح خون دماغ نشده ام 

زنده ام ؟ گردنم در حال شکستن است و اما چشمهایم سرخی شان را به آسمان شلیک نمی کنند تا خواب از چشمهای خورشید بپرد و روز شود 

درد درد درد دررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررد

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغشغغغغغغغغغغغغغغغغغ

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

جیغغغغغغغغغغ

از لباس سفید پرشکان بیزارم

از بوی مسخره راهروهای بیمارستان بیزارم

از تخت ها و از لباس آبی و پنبه ای که تنت می کنند بیزارم

از نمونه برداری از پاتولوپی از دارو از تزریق مسکن از شیاف مسکن از شربت متادون از این همه لبخند بی خودی بیزارم

درد دارم 

درد دارم و به شوخی به دوستم می گویم :درد تنها سرمایه مرد است

ساعت 5 و 36 دقیقه شد ... اما چیزی عوض نشد ....تمام




نویسنده: مهدی محمدی سادات - ۱۳٩٢/۱٠/٢۸

هیچ چیز بیشتر و بدتر از این ...


مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که...


اطرافیانت بهت بگن:


اگه ...دوستت داشت نمیرفت...!!!




نویسنده: مهدی محمدی سادات - ۱۳٩٢/۱٠/٢٧

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود…

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردن

فراموشت میکنن